ღღღ
ღღღعشق از کلبۀ ما آغاز شدღღღ
داره آب می شه دلم پای تو ...
من این کنج زندون ،ماتم زده تو بیرون از اینجا تو رویای من
من این گوشه جای تو غم می خورم
تو بیرون از این میله ها جای من
دارم تو هوای تو پر می زنم
داری غصه هامو نفس می کشی
به یادت رها می شم از این قفس
تو از غصه ی من نفس می کشی
...
از این شهر خاکستری دلخورم
از این بغض پیچیده تو لحظه ها
تو این روزهای پر از بی کسی
تو تنها ، تنها تو موندی برام .....
تشریف بیارید ادامه مطلب با همان رموز قبلی...
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط ...
| 7 بعد از ظهر | چهارشنبه 20 اردیبهشت1391
•
احوال این روزها
بیایید ادامه مطلب با رمز قبلی
ادامه مطلب
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط ...
| 5 بعد از ظهر | شنبه 2 اردیبهشت1391
•
گفتی که از عشقم بمیر .... گفتم میمیرم !
!! نوشته شده توسط ...
| 1 بعد از ظهر | سه شنبه 29 فروردین1391
•
کاش می شد عاشقی را توبه کرد...
سلام
می دونم خیلی از دستم دلگیرید
واقعاْ این روزا اون روی زندگی رو دارم تجربه می کنم
خیلی سخت و غمبار...
همتونو می خونم . ببخشید اگه خاموش میام و میرم.
دوستتون دارم.
بزودیه زود برمیگردم. میدونم بزرگترین مشکلات هم نمیتونه منو به زانو در بیاره .
برام دعا کنین.
!! نوشته شده توسط ...
| 10 قبل از ظهر | یکشنبه 20 فروردین1391
•
یه روز بارونی....!
!! نوشته شده توسط ...
| 7 بعد از ظهر | یکشنبه 7 اسفند1390
•


